منم خیلی ناراحت شدم بعد از یه روز طولانی کاری بی هیچ استراحتی جنازه شده بودم ولی اون حوصله نداشت دیگه داشت اشکم درمیومد ولی ترحیح دادم به حای غر زدن آرامش بهش بدم و بذارم با خودش فکر کنه.پس نوشتم اصلا دوس ندارم ناداحت ببینمت خدا بززگه درست میشه و شب بخیر گفتم و یه علامت لبخند گذاشتم و قلب
اونم نوشت پناه بر خدا و قلب گذاشت
بعدشم خوابید
زیزه دیگه
این کاراشو دوس دارم
شبا که میگم میخوام بخوابم و اینا دیگه اونم شب بخیر میگه و میخوابه
آف میشه سریع
خدایا کمکمون کن
من خیلی دوسش دارم و به حز اون دلخوشی ندارم...
خدایا فقط تو هستی دلم به توقرصه...
دو روز دیگه برمیگردم خونه
.خیلی خستم بریدم...دارم تحمل میکنم همه چیو...
دیروز برای بابام کادو گرفتم و واسه داداشم و خواهر زادم...
خواهرمم سونو رفت قراره تو اردیبهشت نی نیش به دنیا بیاد
فعلا برم...خدایا مرسی که پیشمی
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۹۵ساعت ۹:۱۷ ق.ظ توسط ف| |
همایون ...ما را در سایت همایون دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 33