اگه این اتفاق نمیفتاد و مادربزرگم فوت نمیکرد تو این لحظه من عروسی بودم و می دیدمش یه دیددن طولانی چندساعته
خیلی خوب میشد ولی خب خدایا من همه چیو سپردم به تو
قراره تو همه چیو راست و ریس کنی
کمکم کن و ردیفش کنفقط از دست تو برمیاد
خدایا ....یه وقت توهم تنهام نذاری ...
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم فروردین ۱۳۹۶ساعت ۱۲:۱۹ ب.ظ توسط ف| |
همایون ...ما را در سایت همایون دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 52